لنگیا اول بازی با ذوب‌آهن:


امروز می‌بریم و می‌ریم فینال آسیا

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


لنگیا دقیقه ۶۱ بازی:


گل گل گل، دیدی گفتم می‌بریم؟ این تیم حداقل سه تا به رئال می‌زنه.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


لنگیا بعد از گل ذوب‌آهن:


بووووووووق. اشکالی نداره می‌بریم. بارسا آماده باش.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

لنگیا بعد از اخراج اومانیا:


ای جان ده نفره شدیم. ما حماسه خلق می‌کنیم.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


لنگیا دقیقه ۹۰:


حالا داور سوت می‌زنه و می‌ریم که تو وقتای اضافه

با سوشای آقای گل حماسه خلق کنیم.


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


لنگیا دقیقه ۲+۹۰:


ای بابا. کی حوصله داره لیگ ایران رو دنبال کنه؟

به جون شیث رضایی آخرین باری که لیگ ایران رو دنبال کردم ده سال پیش بود.





-----------------------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت: به جون شیث رضایی اغراق نمی‌کنم! بفرما اینم نظر یه لنگی بعد از بازی دیروز!





دیدید اغراق نبود؟!


آره والا شما چهل پنجاه سالی هست که فقط لیگ‌های خارجی رو دنبال می‌کنید!