اختصاصی آبی‌دلان (منبع)


پول رو کی داده، کی گرفته؟! (طنز)




طبق معمول باشگاه نسبتاً فرهنگی ورزشی پرسپولیس با اجرای یک مظلوم‌نمایی (بخوانید کولی‌بازی) پس از بازی با سپاهان در صدد برآمد اثبات کند که محسن قهرمانی به سمت تیم مقابل غش کرده و از شما چه پنهان اجرای خوبی نیز داشته است.


البته همه می‌دانند که همان داور در اولین بازی لیگ پرسپولیس (با تراکتور) ظاهراً رو به پرسپولیس غش و ضعف کرده بود ولی آقایان آن موقع صدای‌شان در نیامد و گذاشتند سمت و سوی غش کردن قهرمانی عوض شود تا به لطف خدا برگردند به n سال پیش که: «بله! همان آقای داور n سال پیش از ما پول خواسته که فلان بازی به سمت فلان تیم غش کند.»


یعنی با ادعای آقایان اگر آقای داور در بازی سپاهان و پرسپولیس غش نمی‌کرد، n سال پیش هم غش و ضعفی در کار نبوده و همه چیز به خوبی و خوشی و یک درمان سرپایی تمام می‌شد.


حالا آمده‌اند بررسی کرده‌اند و گفته‌اند که فلان بدنساز و فلان رفیق علی دایی و ایضاً پیتزافروشی سر خیابون هم انگاری یک کارهایی کرده‌اند. البته سناریوی ماجرا هنوز مجهول است و فعلاً تقریباً همه‌کس، همه‌چیز را تکذیب می‌کنند و فقط آقای داور نیامده چیزی را تکذیب کند.


گفتیم حالا که سناریو مجهول است دور همی چند تا سناریو بنویسیم ببینیم کدامش به واقعیت نزدیک‌تر است؟ قضاوتش با شما!



سناریوی شماره یک:

قهرمانی زنگ زده به مولایی گفته: «پول‌مو بده».

مولایی گفته: «من چی کاره‌ام؟»

بعد مولایی زنگ زده به دایی و دایی به مولایی گفته: «قهرمانی غلط کرده.»

بعد مولایی زنگ زده به قهرمانی بهش گفته: «دایی گفته که تو غلط کردی.»

بعد قهرمانی شماره دایی رو گرفته خواسته بهش بگه: «بووق بوووووق... مگه به روح اعتقاد نداری؟»

ولی دختر کوچیک دایی گوشی رو برداشته و قهرمانی روش نشده در مورد اعتقاد به روح چیزی بگه.



سناریوی شماره دو:

مولایی زنگ زده به قهرمانی و بهش گفته: «سلام محسن. از همین الان بهت بگم که تو غلط کردی.»

محسن قهرمانی هم هنگ کرده. بعدش غش کرده.



سناریوی شماره سه:

مولایی و دایی داشتن تو پیتزافروشی پیتزا می‌خوردن که قهرمانی زنگ زده به گوشی مولایی بهش گفته: «گوشی رو بذار رو بلندگو که علی دایی هم صدامو بشنوه.»

مولایی هم همین کارو می‌کنه.

بعدش قهرمانی می‌گه: «صاحب پیتزافروشی هم صدامو می‌شنوه؟»

مولایی هم می‌گه: «آره بگو.»

قهرمانی هم می‌گه: «هر سه‌تاتون غلط کردید.»



سناریوی شماره چهار:

یه آدم مجهول‌الهویه که صداش خیلی مرموزه زنگ زده به دایی و گفته: «یادت نمیاد چجوری سایپا قهرمان شد؟»

دایی هم گوشی رو داده دست دختر کوچیکش و مجبورش کرده بگه: «مشترک موردنظر در دسترس نمی‌باشد. خودم بعداً به بابام می‌گم که غلط کرده.»



سناریوی شماره پنج:

رویانیان زنگ زده به قهرمانی و بهش گفته: «محسن جون. قربون دستت فردا فینال جام ولایت باید با تسبیح‌سازی مدینه بازی کنیم. میای بازی رو واسه‌مون در بیاری؟»

قهرمانی هم گفته: «غلط کردی.»



سناریوی شماره شش:

تو این سناریو هم رویانیان زنگ زده به قهرمانی بهش گفته: «محسن می‌گم پنالتی رضا حقیقی تو فینال حذفی با سپاهان رو یادته؟»

قهرمانی هم گفته: «همونی که توپش هنوز پیدا نشده؟»

رویانیان هم می‌گه: «آره همون. می‌شه یه کاری کنی اون پنالتی گل حساب بشه؟»

بعدش قهرمانی تا اومده جواب بده، رویانیان می‌بینه یه پشت خطی داره. جواب می‌ده می‌بینه رضا حقیقیه که داره می‌گه: «سردار با تمام احترامی که واست قائلم ولی باید بگم خیلی غلط کردی.»

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

خلاصه تعداد زیادی سناریوی دیگر هم می‌توان نوشت که به علت ضیق وقت به زمان دیگری موکول گردید.


در هر حال ما که بخیل نیستیم. امیدواریم که تلاش پرسپولیس به نتیجه برسد و رویانیان بتواند دومین ستاره ولایت را بر سینه بازیکنان تیمش حک نماید. به امید آن روز.